اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

1829

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

ص 46 ، س 6 : من مقت نفسه . . . كسى كه خود را در راه خدا نكوهش كند ، خدا او را از شكنجهء روز رستاخيز ايمن سازد . ص 46 ، س 9 : اعدى عدو لابن . . . دشمن‌ترين دشمن فرزند آدم ، نفس اوست كه ميان دو پهلوى اوست . ص 46 ، س 10 : رجعنا من الجهاد . . . از پيكار كوچك‌تر برگشتيم و به پيكار بزرگ‌تر رسيديم يعنى پيكار با نفس . ص 46 ، س 17 : وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ . . . هركس نفس را از هوا بازدارد ، بهشت جايگاه اوست . ص 47 ، س 2 : النفس مرائية فى . . . نفس در همهء احوالش رياكار است ، در بيشتر احوالش منافق است و در برخى احوالش مشرك است . ص 47 ، س 18 : ان الله تعالى لا ينظر . . . خداى بزرگ به چهره‌ها و كارهاى شما نمىنگرد بلكه به دل‌هاى شما نظر مىكند . ص 48 ، س 23 : وَ لَقَدْ كَرَّمْنا . . . به درستى كه ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم . ص 49 ، س 14 : وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ . . . خود را نكشيد كه خدا بر شما مهربان است . خود را در نابودى نيفكنيد و نيكوكارى كنيد كه خدا نيكوكاران را دوست دارد . ص 51 ، س 2 : وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ . . . ما آدميان را با فرود آوردن كتاب‌ها و فرستادن پيامبران به سوى ايشان گرامى داشتيم . ص 51 ، س 11 : لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ . . . تا پس از فرستادن پيامبران ، مردم را بر خدا حجتى نباشد . ص 54 ، س 4 : من سن سنة . . . كسى كه شيوه‌اى نيكو پايه گذارد ، او را مزد آن خواهد بود ؛ و مزد كسانى كه بر پايهء آن كار كنند تا روز رستاخيز بىآنكه از مزد ايشان چيزى